تبلیغات
پایگاه اختصاصی استاد سیاوش قمیشی

دانلود تمامی موزیك ویدیو ها و كنسرت های سیاوش قمیشی

تمامی موزیك ویدیو ها و كنسرت های سیاوش قمیشی ...

جهت دانلود به ادامه مطلب مراجعه نمایید

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 اسفند 1387    | توسط: مهران    | طبقه بندی: دانلود موزیک ویدیوها، دانلود کنسرت ها (تصویری)،     |
نظرات() 

آلبوم حکایت سیاوش قمیشی, دانلود آهنگ ها و متن ترانه ها

 (( دانلود آلبوم حکایت سیاوش قمیشی به همراه متن ترانه ها  ))

کیفیت بالا و لینک مستقیم

http://takrooz.webng.com/Siavash/hekayat.jpg


نام آلبوم : حکایت

محصول کلتکس رکوردز 

محصول سال 1992

آهنگساز تمامی آهنگ ها : سیاوش قمیشی

همه ی شعرها از : مسعود فردمنش

کلیه تنظیم ها : آندرانیک


دانلود تمام آلبوم در یک فایل زیپ

http://www.mxisecurity.com/images/download_button.gif

پسورد فایل زیپ : www.ostadsiavash.mihanblog.com

 ردیف نام موزیک
 دانلود موزیک
 متن ترانه
 1 پرنده های قفسی
 http://www.mxisecurity.com/images/download_button.gif http://www.greatplay.net/notepad.jpg
 2از عشق تو
 http://www.mxisecurity.com/images/download_button.gif http://www.greatplay.net/notepad.jpg
 3هر دوی ما
 http://www.mxisecurity.com/images/download_button.gif http://www.greatplay.net/notepad.jpg
 4گم کرده
 http://www.mxisecurity.com/images/download_button.gif http://www.greatplay.net/notepad.jpg
 5 اون روزا
 http://www.mxisecurity.com/images/download_button.gif http://www.greatplay.net/notepad.jpg
 6 حکایت http://www.mxisecurity.com/images/download_button.gif http://www.greatplay.net/notepad.jpg
 7 شکایت http://www.mxisecurity.com/images/download_button.gif http://www.greatplay.net/notepad.jpg
 8 چوپان http://www.mxisecurity.com/images/download_button.gif http://www.greatplay.net/notepad.jpg
 9 بچه ها
 http://www.mxisecurity.com/images/download_button.gif http://www.greatplay.net/notepad.jpg

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 3 دی 1387    | توسط: مهران    |    |
نظرات() 

آلبوم فرنگیس سیاوش قمیشی،دانلود آهنگ ها به همراه متن ترانه

آلبوم فرنگیس

(( دانلود اهنگ ها و متن ترانه ها + تمام آلبوم در یک فایل زیپ ))
با لینک مستقیم و سرعت بالا

http://i31.tinypic.com/2hx5z60.jpg
سال 1973
اولین آلبو م سیاوش قمیشی
آهنگساز : سیاوش قمیشی
تهیه کننده : سیاوش قمیشی

 ردیف نام موزیک
 دانلود موزیک
 متن ترانه
 1 فرنگیس http://www.mxisecurity.com/images/download_button.gif http://www.greatplay.net/notepad.jpg
 2 با هم
 http://www.mxisecurity.com/images/download_button.gif http://www.greatplay.net/notepad.jpg
 3 حباب http://www.mxisecurity.com/images/download_button.gif http://www.greatplay.net/notepad.jpg
 4 خوش خیال
 http://www.mxisecurity.com/images/download_button.gif http://www.greatplay.net/notepad.jpg
 5 پاییز http://www.mxisecurity.com/images/download_button.gif http://www.greatplay.net/notepad.jpg
 6 تنها http://www.mxisecurity.com/images/download_button.gif http://www.greatplay.net/notepad.jpg
 7 طلوع http://www.mxisecurity.com/images/download_button.gif http://www.greatplay.net/notepad.jpg
 8 فاصله http://www.mxisecurity.com/images/download_button.gif http://www.greatplay.net/notepad.jpg
 9 خالی http://www.mxisecurity.com/images/download_button.gif http://www.greatplay.net/notepad.jpg


** دانلود تمام آلبوم در یک فایل فشرده یا زیپ **
http://www.mxisecurity.com/images/download_button.gif

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 آذر 1387    | توسط: مهران    | طبقه بندی: دانلود موزیک ها و آلبوم ها، اشعار ترانه ها،     |
نظرات() 

بیوگرافی استاد از زبان خودش و یکی از دوستان نزدیکش

این هم متنی که از زبان خود استاد در زمان مصاحبه ها میباشد

***این متن توسط یکی از دوستان طرفدار استاد تهیه شده است***

سیاوش قمیشی در ۲۱ خرداد سال ۱۳۲۴در قمیش(محلی در دزفول) به دنیاآمد  سیاوش سه برادر و یک خواهر با نامهای سیروس ، سیامک ، سیمین داره که سیاوش از همه کوچکتره...  ۸ ماهه بود که به تهران آمد(یعنی آورده شد) ، از ۸ ماهگی تا ۱۴ سالگی در یوسف آباد تهران بود . "یک گیتاری توی ویترین یک کفش فروشی( مغازه کفش فروشی هالیوود در تهران) به عنوان دکور آویزان بود و من به پدرم هی می گفتم که این رو می خواهم ، تا بالاخره شب تولدم این گیتار به دستم رسید و بلد هم نبودم که چه جوری کوکش کنم! فقط یک مقداری هر سیم رو انقدر سفت می کردم که صدایی ازش در بیاد. تا بعد ها یک گیتاریستی آمد و به من گفت که این کوکت غلط است و برایم درستش کرد ... که فکر کنم ۱۱ سالگی من بود"
* برادر و خواهر سیاوش در لندن بودند و درس می خوانند. به اصرار برادر بزرگتر سیاوش که از علاقه او به موسیقی با خبر بود ، در ۱۴سالگی به لندن رفت.که به قول خود سیاوش :
" ۱۴ سالم هم نشده بود، سال دوم دبیرستان را تا نصفه خونده بودم که اومدم و غرق شدم در این موسیقی ... در اونجا موسیقی اصلاً به طور کلی یک چیز درست و حسابی بود ، یعنی تلویزیون ها هفته ای چندین ساعت برنامه های موزیکال داشتند... مردم هم فکر و ذهنشون موسیقی بود و من هم خیلی لذت می بردم. "
كار موسیقی را با زدن گیتار شروع كرده و در ۱۴ سالگی اولین آهنگ رسمی خود را با نام "ای قایقران به کجا می روی" برای ضیاء ساخته است...
از دورانی که سیاوش تو لندن بود باز هم از زبون خود سیاوش:
"من دو سال با برادر بزرگترم بودم ولی افکارمون زیاد در آن زمان با هم جور در نمی آمد و دعوامون میشد! یعنی سوا شدیم و بعد من آنقدر شبها می رفتم کلوپ و انقدر به موزیکها گوش می دادم ، با بچه های ارکسترها دوست بودم! و چون خودم ساز می زدم و اونها می دونستن ، یکی از ارکسترهایی که گیتاریستشون مریض بود و خیلی وقت بود که قرار بود بره و جاش پیدا نمی کردن ، به من پیشنهاد دادن که یکی دو دفعه ای با هم کار کنیم و این کار را کردم و خیلی هم جالب بود براشون و من از همون زمانها با این ارکستر که اسمش Winger برای سه سال کار کردم و بعد از اون اسمش شد Insects برای چهار سال دیگه ...
بعد از اون دیگه ارکستر خودم رو داشتم ، همه انگلیسی بودن و من فقط خواننده شون بودم و البته اون موقع گیتار می زدم و بعد ها کیبورد هم می زدم ، اون هم به این خاطر بود که کیبوردیست ارکسترمون رفت و یکی باید جاش رو پر می کرد که من خودم کردم."
* سیاوش تحصیلات خود رو تا مقطع فوق لیسانس در Royal Society of Arts (دانشگاه سلطنتی لندن)
در رشته Jazz Classical به پایان برد ...  در مورد اینکه چطور شد که آهنگسازی رو انتخاب کرد:  " آهنگ سازی من رو انتخاب کرده ... تنوع زیاد نبود و باید این رشته را انتخاب می کردی ، پیانو که ساز اجباریمان بود و باید همه می زدیم ، ساز انتخابی هم گیتار انتخاب کرده بودم"  یک نکته جالب اینکه سیاوش دوست دارد تا او را یک آهنگساز بدانند تا یک خواننده...
اولین آلبوم سیاوش عروسک شب هست
آلبومی که به نوعی آلبومی فراموش شده هست...
من هنوزم برام سوال چرا سیاوش چرا خودش این آلبوم رو جزء آلبوم های خودش قرار نداده..
بیشتر ترانه های این آلبوم تو آلبوم های بعدی سیاوش باز خونی شده...
یه نکته جالب اینکه یه ترانه سیاوش (پاییز) توی آلبوم دهاتی شادمهر بازخونی شده...
وقتی دلت پاییز میشه
باغ دلت گلریز میشه
تصویر غم میشینه تو چشم سیاهت...
همچنین میشه به آلبوم یارم کو که با شهره و فرامرز اصلانی خونده...اشاره کرد
آهنگهایی که سیاوش تو این آلبوم خونده در آلبوم های دیگه سیاوش قرار داره و این آلبوم مجموعه ایی از چند آهنگ این خواننده ها است که باز خونی شده...
آهنگهای( کلید- مرمر - شنیدم) از شهره و (یارم کو - دل اسیره) از فرامرز اصلانی و(سراب - هدیه - سایه - کاش از اول) از سیاوش...
*همچنین میشه به همکاری مشترک سیاوش با کوروش یغمایی در این سال ها نیز اشاره کنیم...
البته این ارتباط به سالهای دورتری بر می گرده...
" کورش یغمایی دوست زمان بچگی من بود و ما با هم خیلی خیلی زیاد دوست بودیم. کلاس هفتم که من در ایران دبیرستان البرز می رفتم کورش دبیرستان هدف می رفت و ما با همدیگه همون موقع می زدیم و می خوندیم. بعد ها هم من باز می رفتم و بر می گشتم..."
بیست و پنج سالگی به ایران برگشت... 
تو این مدتی که سیاوش تو ایران برای بسیاری از خوانندگان اون دوران آهنگسازی کرد که از این موارد میشه به بتی اشاره کرد.خوانده ایی که در اون دوران بسیار محبوب بود...گفته میشه که بتی بعد از انقلاب دیگه به خوانندگی نپرداخت... ۳ ترانه از تنها آلبوم باقی مانده از او(غریبانه) رو سیاوش آهنگسازی کرده...
در سال ۱۳۵۲دومین آلبومی که سیاوش به بازا عرضه کرد.آلبوم زیبای فرنگیس بود...  این آلبوم هم مثه آلبوم عروسک شب به علت قدیمی بودن اطلاعات چندانی در مورد شاعر و تنظیم کننده در
دست نیست...حتی کاور آلبوم را هم پیدا نکردم...
اما از کاور سی-دی خواب بارون اینطور به نظر میاد که شاعر و تنظیم کننده آلبوم فرنگیس و خواب بارون بیژن سمندر و نوید نحوی باشند... اما
ترانه ی پاییز که از خود سیاوشه و همچنین طلوع و خالی(دو دلی) که در آلبوم هوای خونه بازخوانی شده اند...ترانه فرنگیس هم از سعید دبیری...
باز هم بیشتر ترانه های این آلبوم که در اون زمان خونده شدند زیاد در دسترس نیست...
اما از این بین به نظر من و فکر میکنم خیلی های دیگه ترانه فرنگیس زیباترین و ماندگار ترین ترانه این آلبوم هستش...
شب...
شب که میشه تو کوچه غم اشک من میشه ستاره
من... چشمامو به ابرا میدم
آسمون بارون میباره
می خونم آخ که دیگه فرنگیس عشق تو داغونم کرد
به کی بگم که چشمات تو غصه زندونم کرد
دلم شده دیوونه ...خدا خودش می دونه...
این ترانه باعث شد حرفهای زیادی در مورد سیاوش زده بشه...
من خودم از وقتی اولین بار این ترانه رو شنیدم تا الان هنوزم خیلی دوست دارم بدونم که این فرنگیس کیه که...
عشقش سیاوش رو داغون کرده...
یه جایی یه چیزی راجع به موضوع خوندم...من خودم که خیلی خندم گرفت یه چیزی شبیه جک بود نمی دونم شاید هم واقعیت داشته باشه...
شما بخونید بگید نظر شما چیه؟
ماجرا از این قرار بوده که سیاوش تو شالیزارهای شمال مشغول کشت برنج بوده (تا اینجاش که قبول کردنش سخته) گاه گاهی می زده زیر آواز...اونجا عاشق دختری به اسم فرنگیس میشه.وبعد از اینکه به خارج میره و از معشوقه اش جدا میشه به یاد او فرنگیس رو میخونه...
حالا که از فرنگیس گفتیم بزارید یه نکته جالب در مورد زندگی شخصی سیاوش هم
سیاوش تا حالا 4 بار ازدواج کرده که هر 4 بار به متارکه انجامیده...
گفته میشد که ازدواج پنجم هم در راه...
من خودم که اول این قضیه رو خوندم خیلی حالم گرفته شد...اما بعد که خوب فکر میکنم میبینم که موضوع چندان مبهمی هم نیست...
آره شاید سیاوش عشق واقعی اش رو پیدا نکرده بود...
هر رفیق راهی با من دو سه روزی همسفر بود
ادعای هر رفاقت واسه من چه زود گذر بود
هر کی با زمزمه عشق دو سه روزی عاشقم شد
عشق اون باعث زجر همه دقایقم شد...
همچنین در سال ۱۹۷۷ سِاوش قمیشی؟ به همراه ، جمیلی ،معینی, فرجاد گروه ربلس
رو تشکیل دادند
سیاوش در گروههای ربلس و استارس به دنبال اجرای موسیقی راک اند رول بود که در این مسیر بسیار موفق بود...
سه چهار سال ایران موند ، انقلاب شد. از سال ۱۹۷۸ که میشه بیست و پنج ، بیست و شش سال پیش به لس آنجلس رفت...
سیاوش بعد از فرنگیس تا ۱۹ سال هیچ آلبومی به بازار نداد..خود سیاوش میگه:
"تو اون سالها تکلیف مشخص نبود و ما نمی دونستیم چی کار باید بکنم...ولی بعد متوجه شدیم که حالا که هستیم باید کارهایی بکنیم..."

بعد از این غیبت که نه بعد از یه مدت طولانی در سکوت...
سومین آلبوم سیاوش آلبوم حکایت رو که یه همکاری مشترک و موفق با مسعود فردمنش بود منتشر کرد... در سال ۱۳۷۱...
این آلبوم رو حکایت اول(مسعود فردمنش) می دونند...ماجرای اینکه فکر و ایده شکل گیری این آلبوم و حکایت های بعدی از زبون مسعود فردمنش:
"سال ۹۱ بود، که به سهم خود احساس کردم حرکتی تازه باید آغاز شود. مردم را با شعر و ترانه آشتی دهیم. بهترین فکر این بود که شعر را خالص بیان کنیم – همان زمان که با سیاوش قمیشی اولین حکایت را ساختیم و ارائه دادیم که ملودیها سنگین و جدی بود – شعرها همه جدی و غمگین بود. برای شعر خواندن و دکلمه کردن هم سعی کردم ادا در نیاورم – بلکه با مردم حرف بزنم..."
که میشه گفت با این کار سیاوش رو هم دوباره با خوندن آشتی داد...
نکته جالبی که اینجا هست اینه که هیچ کمپانی حاضر به پخش این آلبوم نبود...که در نهایت کمپانی کلتکس حاضر به این کار شد...
که با استقبال مردم مواجه شد– حکایتِ اول حکایت روز شد. به دل همه نشست. هیاهویی به راه انداخت و هنوز بعد از سالها باز خاطره هایش مانده است. هنوز مردم از آن حرف می زنند...
بعد از حکایت اول مسعود فردمنش حکایت ها رو ادامه داد... شهره، شاهرخ،ستار و سیاوش( با آلبوم حادثه ) هم همسفران حکایت ها شدند...
حکایت ها حکایت زندگی مردم بود
در نهایت حکایت هفتم رو به تنهایی منتشر کرد ...
ترانه های این آلبوم(حکایت) همگی از مسعود فردمنش بود و تنظیم ها هم از آندرانیک...با تکنوازی زیبای پیانو از سیاوش...
مخصوصآ ترانه ی قشنگ حکایت که انگار حکایت زندگی همه عاشقاست ...
با تو حکایتی دگر این دل ما بسر کند

شب سیاه قصه را هوای تو سحر کند

باور ما نمی شود...در سر ما نمی رود

از گذر سینه ما یار دگر گذر کند

شکوه بسی شنیده ام از دل درد کشیده ام

کور شوم جزتو اگر زمزمه ایی دگر کنم

مقصد ومقصودم تویی

عشقم و معبودم تویی
...
توبه نمی کند اثر مرگ مگر اثر کند...

از ترانه های به یاد ماندنی این آلبوم میشه به پرنده های قفسی اشاره کنیم...

شاید منظور مسعود فردمنش از پرنده های قفسی ما آدم هایی باشه که تو ایرونیم...

ما هایی که تو این قفس زندونی هستیم...ما هایی حتی از عاشق شدن محرومیم...

پرنده های قفسی عادت دارند به بی کسی

عمرشون رو بی همنفس کز میکنند کج قفس

نمی دونند سفر چیه...عاشق در به در کیه...

هر کی بریزه شادونه فکر میکنند خداشونه

یه عمره بی حبیبند
چه می دونند به چی میگند ستاره

چه میدونند دنیا کیا بهاره

چه می دونند عاشق میشه چه آسون پرنده زیر بارون...

شاید ترانه اون روزها اشاره میکنه به دوران قبل از انقلاب...دورانی که...

اون روزا ما دلی داشتیم
واسه بردن جونی داشتیم
واسه مردن کسی بودیم
کاری داشتیم... پاییز و بهاری داشتیم
تو سرا ما سری داشتیم
عشقیو دلبری داشتیم...

 

بعد از آلبوم حکایت بود که سیاوش تقریبآ هر سال یه آلبوم به بازار داد(به جز ۱۳۷۸)

سال ۱۳۷۲چهارمین آلبوم سیاوش آلبوم( نسبت به حکایت شادتر) تاک بود ...

ترانه هایی از مسعود فرد منش(چشم انتظار), ترانه ها از سیامک بحرینی(فردا), امیر فرخ تجلی(گره گم), مسعود هوشمند(تاک),اردلان سر افراز(باغ بارون زده)

و ترانه فوق العاده ستاره که از سیاوش...

مثه یه نور کوچولو اومدی ستاره شدیو

مثه یه قطره بارون اومدی و سیر شدیو

مثل ستاره بی تو شبام تیره و تاره...حتی ستاره برق نگاهتو نداره...

تنظیم تمامی آهنگها از دکتر ایمان فروتن...

بین ترانه های این آلبوم ترانه فردا یه چیز دیگست.. خیلی قشنگ میگه که شکست های که داشتیم تقصیر ...و در نهایت امید به فردا ...

یه عمری بد آوردیو از چشم دنیا دیدی

هر چی بدی کشیدی تقصیر این دل تو و تقصیر سادگیته

اما این شب تار عاقبتش سفیده...

و ترانه زیبای چشم انتظار مسعود فردمنش که فکر می کنم برای همه خیلی قابل لمس باشه...

برای بی وفایی هزار بهونه داری

هزارویک شکایت از این زمونه داری

چشم انتظارم نزار...تاریک و تارم نزار...

بیشترین غصه رو تو کوله بارم نزار...
اما ترانه به یادموندنی تاک..

یه چیزی که توی تمامی آلبوم های سیاوش(به جز حکایت) نمود داره اینه که هیچ وقت یه آلبوم کاملآ شاد نیست یا فقط غم انگیز نیست...

شاید سیاوش میخواد با این کار نشون بده که زندگی غم و شادی رو با هم داره...

بزار آدما بدوند

میشه بیهوده نپوسید

میشه خورشید شد و تابید

میشه آسمونو بوسید...

سال۱۳۷۳پنجمین آلبوم سیاوش آلبوم خواب بارون منتشر شد ...

ترانه های این آلبوم از بیژن صمندر(و همچنیت تار آهنگ از ماست که بر ماست) با تنظیم های زیبای نوید نحوی...

ترانه های فرنگیس و غربت ترانه های بازخونی شده هستند...

به نظر من ترانه ایی که تو این آلبوم خیلی آسه..ترانه از ماست که بر ماست هستش...

وقتی این ترانه رو گوش دادم یاد جمالزاده افتادم(پدر داستان نویسی)...فکر کنم که کتابی به همین عنوان داشته باشه...
حالا غم ما قد یه دریاست

جایی که باید دل به دریا زد همین جاست

نه کار ایناست... نه کار اوناست...

ازین و اون نیست...از ماست که بر ماست
..
باز هم ترانه ای که درباره فراغ یار...فکر میکنم توی بیشتر آلبوم های سیاوش یه همچین تیپ ترانه ای باشه...ترانه پیوستگی...

ای که بی تو این کویر خواب بارون میبینه

وقتی نیستی غم دنیا توی قلبم میشینه

ای که بی تو واسه من همه دنیا قفسه...

سال ۱۳۷۳ قصه گل و تگرگ(۶ امین آلبوم) رو روانه بازار شد

آلبومی به یاد ماندنی با ترانه هایی زیبایی از پاکسیما(چه دردسیت و غروب), بیژن سعیدی( فصل پاییزی) , دانش (فاصله) , ایرج جنتی عطایی (قصه گل و تگرگ) وترانه روز برفی از سیاوش...

تنظیم ها از استیو مک کرام و آندرانیک...
قصه من و غم تو... قصه گل وتگرگه

ترس بی تو زنده بودن ترس لحظه های مرگه

ای برای با تو بودن باید از بودن گذشتن

کاش میشد چشام ببینند طرح اندام تو داره

زنده میشه جون میگره پا توی اتاق میزاره...
ترانه زیبای پاکسیما(چه دردیست) واقعآ غم انگیزه...
چه دردیست در میان جمع بودن

ولی در گوشه ایی تنها نشستن

برای دیگران چون کوه بودن

ولی در چشم خود آرام شکستن...

اما ترانه فاصله که خیلی زیبا به صورت مناظره(روح پروین شاد...)حال یه عاشق رو در سوگ معشوقش بیان میکنه...خیلی سخته بمونی و نمونه...

اینه که فاصله ها رو نمیشه با گریه پر کرد

یکیمون بهار سر خوش یکیمون پاییز پر درد

من میگم فاصله مرگه بین دستای تو تا من

تو میگی زندگی اینه حاصل عشق تو با من...

باز هم هنرمای سیاوش در عرصه سرودن شعر اینبار با ترانه روز برفی...

تو چشام اشکی نموده

تو دلم حرفی ندارم

دیگه وقت رفتن سفر دور و درازه...

سال متفاوتی برای سیاوش بود۱۳۷۴ سال

این بار سیاوش بر خلاف گذشته این بار یه آلبوم بی کلام روانه بازار کرد...

یا شهر خورشید...City of the Sun

سال ۱۳۷۵سال انتشار آلبوم هوای خونه بود...

ترانه های این آلبوم از ۷ شاعر مختلف هستش..

هوای خانه(م.سپند)-طلوع (پدرام)-ترانه زیبای جزیره(سعید دبیری)-نامه (زویا زاکاریان)-پنجره(ناهید میر بهاء)-دودلی (سامان)

در مورد سعید دبیری باید بگیم که ترانه سرای ترانه های فرنگیس و جزیره هستند و ساکن تهران...

یه نکته خیلی جالب اینه که سیاوش فقط شعر های یه فرد خاصی رو نمی خونه ... هر شعر و ترانه ایی که به نظرش خوب باشه می خونه البته تغییراتی رو هم در مورد بعضی ترانه ها میده...اینه که حتی بعضی از ترانه هاش رو از کسانی می خونه که ساکن ایران هستند...

ترانه های این آلبوم یه جوری پر از گله است...(طلوع)

قد هزار تا پنجره تنهایی آواز می خونم

دارم با کی حرف می زنم نمی دونم نمی دونم

این روزا دنیا واسه من از خونمون کوچیکتره

کاش می تونستم بخونم قد هزارتا پنجره...

یا ترانه هوای خونه...فکر میکنم این احساس تا به حال برای همه پیش اومده باشد...

هوای خانه چه دلگیر می شود گاهی

از این زمانه دلم سیر می شود گاهی

عقاب تیز پر دشت های استغنا

اسیر پنجه تقدیر می شود گاهی
...

مبر ز موی سپیدم گمان به عمر دراز

جوان ز حادثه ایی پیر می شود گاهی

بگو اگر چه به جایی نمی رسد فریاد

کلام حق دم شمشیر می شود گاهی...

و ترانه زیبای ترانه جزیره...فکر می کنم که این قصه خود سعید دبیری باشه...یا شایدم همه کسانی که از وطن دورند...

منم تنها ترین جزیره روی زمین

تو می دونی درد منو غربت نشین

جزیره ایی پابسته ام ...شده بن بست دنیای من

ای رهگذر از بی کسی شده مسموم هوای من

تو ندیدی چه غریب جزیره

یه خاکه توی آب اسیره

همیشه تو هراس مرگه

که روزی زیر آب نمیره...

ترانه دو دلی قصه خیلی از عشق های ایرونی خودمونه...که یه هو یکی می زنه زیرش..به خاطر

من مثه شبای بی ستاره سرد وخالی ام

خوب می ترسم جای عشق غصه رو یار تو بکنم

تو مثه قصه پر از خاطره هستی

نمیخوام منه بی نشون نشونه دارت بکنم ...

و ترانه نامه...میشه گفت کلآ این آلبوم در فراغ وطن و عزیزانی که از ایران رفتندو ...

ترانه نامه رو می شنوم نمی دونم چرا دلم برای بابای خودم تنگ میشه...برای کسانی که از اینجا رفتند برای ...

با سلام خدمت بابا

عرض کنم که غربت ما انقدرام بد نیست که میگن

راضی ام الحمدا...

سال۱۳۷۶...

آلبومی میشه گفت تا حدی غم انگیز و بیراه نگفتیم اگه بگیم قصه غصه ها منتشر شد

آلبوم قصه امیر که من جایی خوندم که این ترانه در اصل اسمش غصه امیر هست...  

البته توی این آلبوم۳موسیقی بدون کلام هست

موسیقی ترانه های قصه امیر-کاش از اول و بیابرگرد ...

ترانه هایی از امیر(قصه امیر و سراب)-اردلان سرافراز(عادت)ایرج جنتی عطایی(مسافر و کاش از اول) و ناهید میربها(بیا برگرد)

تنظیم مسافر از نوید نحوی و مابقی تنظیم ها از استیو مک کرام(کسی که بعد ها تنها تنظیم کنده سیاوش میشه البته تا نقاب)

توی این آلبوم ترانه عادت خیلی به دل میشینه...

هرگز نخواستم که تو رو با کسی قسمت بکنم

یا از تو حتی با خودم یه لحظه صحبت بکنم

هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکن

بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم

اینقدر ظریفی که با یک نگاه هرضه میشکنی

اما تو خلوت خودم تنها فقط مال منی...

ترانه بیا برگرد از ناهید میر بهاء هم واقعا زیباست...

عین واقعیته... وقتی فکرش رو می کنی..

مگذار که یاد مارا طمع تلخ این حقیقت ببرد

این حقیقت است که از دل برود هر آنکه از دیده رود

بیا برگرد تا خونه ار عادتت سیر نشده

تا نگام با یک نگاه تازه درگیر نشده...

سال۱۳۷۷ آلبومی عاشقانه از سیاوش به نام قاب شیشه ای عرضه شد...

تنظیم این آلبوم توسط سیاوش قمیشی و استیو مک کرام انجام شده...

وترانه هایی از ناهید میر بهاء(قاب شیشه ای و گلای پونه)-امیر فرخ تجلی(رسواترین عاشق)-فریدون علیخانی(گله)- مهین آبادانی (با من باش)و بالاخره ترانه دیوونه از سیاوش...

به یاد موندی ترین ترانه این آلبوم ترانه گلای پونه است..شعری زیبا از ناهید میر بهاء

و صدای(صدایی که فکر نمی کنم نیازی به تعریف داشته باشه) سیاوش...

صدای خش خش برگای خزونی توی گوشم ناله می کرد

آسمون بغضشو توی پرده ابرای سیاهش پاره می کرد

رعد و برق نگاه شهر و با صداش خوابزده میکرد
زمین از این همه سنگینی بار بر روی شونه ش گله می کرد

همچنان پای پیاده فارق از صدای خشم آسمونی

بی خیال از ناله ها و گله های برگای زرد خزونی

جاده های بی کسی رو گم می کردم آروم آروم

تن غربت رو میشستم زیر قطره های بارون ...

ترانه زیبایی دیوونه... باز هم از سیاوش ..

تا به حال خیلی ها ترانه ایی با این نام خوندند...اما اون دیوونه ها کجا و این دیوونه کجا...
این همه درد سر فایده نداره

دیگه تو و دلم جایی نداری

دیوونه دیوونه که دلش هر جا میره

میمونه میمونه تا که از راه در میره...
از ترانه رسواترین عاشق هم به سادگی نمیشه گذشت...

چند وقت پیش هم که سریال کوچه اقاقیا از تلویزیون پخش میشد توی تیتراژ پایانیش قسمتی از ترانه استفاده شده بود...

وقتی قسمتی که سیاوش دکلمه می کنه یاد نگاههایی که الان تو جامعه ما به عاشقا میشه میفتم...
الهی دلخوشی باشه پناهت

گلای رازقی تن پوش راهت

الهی خوش خبر باشه قناری

بخونه تا خروس خون چشم براهت

صفای دیدنت ای قصه نور

منو با خود ببر تا آخر دور

گلای پیرهنت یاس واقاقی

بمونم منتظر تا قصه باقی است

...

دوسال بعد از سیاوش آلبومی عرضه شد(بعد از یک سال وقفه…) به نام شکوفه های کویری...

چیزی که خیلی به چشم میاد اسم آلبوم های سیاوش هست که واقعآ استعاره های معنی داری هستند...هر کسی میتونه ازش تعبیری بکنه ...به نظر من منظور سیاوش میتونه امید باشه... اینکه که میشه توی کویر هم شکوفه ای باشه..

این آلبوم نسبت به آلبوم های قبلی به نسبتآ آلبوم شادی هست...

ترانه فوق العاده بارون با شعری از منوچهر پویا


تو که بارون رو ندیدی

گل ابرا رو نچیدی

گله از خیسیه جاده های غربت می کنی

تو که خوابی تو که بیدار تو که مستی تو که هشیار

لحظه های شب و با ستاره قسمت می کنی

...
لحظه های تلخ غربت هفته های بی مروت

تو نبودی که ببینی شب تار انتظار رو...

ترانه های زیبای زندگی و جزیره (فرح تجلی –تهران)

واقعآ تعبیر های زیبایی از زندگی ارایه کرده...

زندگی یعنی چکیدن...همچو شمع از گرمی عشق

زندگی یعنی لطافت...گم شدن در نرمی عشق

زندگی یعنی دویدن...بی امان در وادی عشق
 


ترانه جزیره ...

تا که یک روز تو رسیدی

توی قلبم پا گذاشتی

غصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی

زیر رگبار نگاهت دلم انگار زیرو شد

برای ذاشتن عشقت همه جونم آرزو شد...

ترانه ایرونی هم واقعآ آسه آسه... باز هم سیاوش سنگ تموم گذاشت...

اما حیف که ای ایرونی ها دارند کمیاب میشند...


هیشکی مثه ایرونی نمیشه

ایرونی ساقه و برگ و ریشه

ساقه از ریشه جدا نمیشه

روزگارمون پاییز میشه

اما هیچوقت زمستون نمیشه

هیشکی مثه ایرونی نمیشه

..
آلبوم حادثه دومین همکاری مشترک سیاوش و مسعود فردمنش...

آلبومی که به حکایت ششم هم معروفه...

همه ترانه های از مسعود فردمنش و تنظیم ها از محمد مقدم...


این ترانه ها رو هر چی بیشتر گوش میدیم به حرف مسعود فردمنش که حکایت حکایت زندگی مردمه بیشتر میرسم...مخصوصآ که دکلمه های که واقعآ با ما حرف میزنه...

ترانه مرد خدا..

فریاد زدیم که چرخ گردون

لیلا تو نداده ای به مجنون

فریاد برآمد آنکه خاموش

کم داد اگر نگیرد افزون

...مسجد سر راه از آن گذشتیم

بر روی درش چنین نوشتیم

در میکده هم خدای بینی با مرد خدا اگر نشینی


ترانه حادثه...

آن لحظه که از نیاز انسان دارد نه کم از هوای حیوان

یه دانه گندم طلایی از تشت طلا گران بهاء تر

در حادثه های ناگهانی سالم ز مریض مبتلا تر

آسوده نباش که بی نیازی

یه آن دگر پر از نیازی...

ترانه غم انگیز غریبه...نمی دونم ویدیوی این آلبوم رو دیدید یا نه...

از سیاوش ویدیو های کمی ازش هست...اما خیلی ساده و پر معناست...

مسافر شهر غمی

غریبی مثه خودمی

تو صورتت پر از غمه

غصه داری یه عالمه

دوست داری درد دل کنی

دلت گرفته از همه

غریبه توی غربت نگی چی شد محبت

بگی میگن دیونه ست حرفاش چه بچه گونست

...

تو هم مثه همه ما ها سر دوراهی موندیو دل رو به دریاها زدی

گفتی غریبی بهتره واسه همه در به درا این دیگه راه آخ

امیدوارم روزی برسه که مملکت ما هم طوری بشه که کسی به خاطر...مجبور به ترک وطن نباشه...

همه اونهایی که رفتند بتونند برگردند...

سال ۱۳۸۱سالی متفاوت برای سیاوش بود...

این سال سیاوش آلبومی رو منتشر کرد که نسبت به آلبوم های قبلی خودش تا حدی متفاوت بود...آهنگهای با ریتمی تندتر و متحرک تر...

آلبومی به نام نقاب ...که این آلبوم آغاز همکاری سیاوش با دو هنرمندی بود که در آلبوم بعدی واحتمالآ آلبوم های بعدی سیاوش بیشتر شاهد هنر نمایی اونها خواهیم بود...


ترانه هایی ازیغما گلرویی(نقاب- خسته شدم-فاصله)-علی فرید(خاطره –آخرین نامه)سلماز (میلاد)-مریم قاضی(برگ)

کلیه تنظیم ها از اروین خاچیکیان...


در مورد بعضی از ترانه های این آلبوم و نحوه شکل گیری و سراییدن اون ها:

خسته شدم ...

در مورد ترانه این آهنگ آقای گلرویی اینطور میگه که تو دوران کوتاهی از زندگیش تو زمینه شعروترانه گفتن احساس خستگی میکرده٬حتی میخواسته این کارو برای همیشه بذاره کنار! اما در نهایت حضور یک شخص در زندگیش اونو از تصمیمش منصرف میکنه....به هر حال تو همین دوران ترانه خسته شدم متولد میشه!.

خسته شدم بس که دلم دنبال یک بهونه گشت

بس که ترانه خوندم و برگ زمونه بر نگشت

بازم کلاغ قصه ها رفت و به خونه ش نرسید

یکه سوار عاشق و هیچکی تو آینه ها ندید...

در مورد ترانه میلاد...

آقای قمیشی اینطور میگه که:

"یه روز صبح وقتی پیام گیرمو کنترل کردم دیدم دختر خانمی(سلماز) پیام گذاشتنو تو پیامش ازم خواهش کرده که باهاش تماس بگیرم.قمیشی هم باهاش تماس میگیره. خودشو معرفی میکنه واینکه شاعرو خلاصه خوب شعر میگه وهمونجا هم پشت تلفن چند تا از شعراشو واسه قمیشی می خونه.بعداز اونم چند تا دیگه از شعراشو واسه قمیشی می فرسته.اما قمیشی در این مورد میگه که:من شعراشو همه رو خوندم و دیدم که ایشون «شعر»خوب میگن نه «ترانه».این موضوع رو به خودشونم گفتم وگفتم که متاسفانه شعرات برای اهنگ ساختن مناسب نیستند.ولی خب مثل اینکه دختره یه دنده تر از این حرفا بوده چون دوباره چند تا شعر دیگه رو هم می فرسته برای قمیشی...تا در نهایت ترانه میلادش نظر قمیشی رو جلب میکنه وقمیشی شروع میکنه به ساختن اهنگ روی این ترانه و بقیه ماجرا...

همه تنهایی ها با من رفیقند

منو در حسرت عشقت نزاری

برای روز میلاد تن خود

منو دور از دل و دیدهت نزاری...

آخرین نامه...این شعررو یکی از دوستان قمیشی برای دوست خودش که متاسفانه به خاطر شرایط سخت زندگیش در امریکا دست به خودکشی می زنه گفته.ایشون بعد از مدتی اونو به قمیشی میده وقمیشی هم تحت تاثیر این شعر قرار میگیره وتصمیم میگیره
روش اهنگ بذاره...

و ترانه نقاب...شاید سیاوش(یا بهتر بگیم یغما گلرویی) می خواسته با این شعر از دورویی های که این زمونه ...گله کنه...

هی بازیگر گریه نکن

ما همه مون مثل همیم

صبح ها که از خواب پا میشیم نقاب به صورت می زنیم

هر کسی هستی یه دفعه قد بکش از پشت نقاب

از رو نوشته حرف نزن

رها شو از حیله ی خواب...

اما سال ۱۳۸۲ ...سالی که بعد از چندین بار به تآخیر انداختن زمان انتشار آلبوم...

یا از سوی کمپانی کلتکس یا از طرف خود سیاوش(سیاوش خیلی روی کارش حساس هست... چون میخواست کاری بی نقصی ارایه بده) بالاخره...


آلبوم فوق العاده بی سرزمین تر از باد در 18 دسامبر Release شد...

آلبومی که به قول خود سیاوش: " متحرک تر و اکتیوتر از نقاب...مثل نقابی که بهتر انجام شده باشه...مدرن تر از نقاب...آهنگ های تندش هم بیشتره...

ترانه های از یغما گلرویی(بی سرزمین تر از باد-پرسه-لعنت-اگه تو بری-عسل بانو), ساسان مقدم(اگه تو بری)-بهمن کاظمیان(دریای مغرب)

باز هم کله تنظیم ها از اروین خاپیکیان...
این آلبوم یک استثناء در آثار سیاوش بود از چند جهت...

اول از همه اینکه تا حالا آهنگ تمامی ترانه های که سیاوش خونده رو خودش ساخته بود...اما تو این آلبوم برای اولین بار آهنگ یکی از ترانه ها(دریای مغرب)از سیاوش نیست...

آهنگ این آلبوم از بهمن کاظمیان سراینده این ترانه هستش...

بهمن کاظمیان هنرمند جوان(۲۲ساله) ساکن سوئد...

در مورد ترانه دریای مغرب از زبون بهمن کاظمیان:

" شعر در مورد پسری هست كه عاشق بهترین دوستش میشه؛ ولی هیچ وقت نمی‌تونه این موضوع رو به دوستش بگه و به اون بگه كه دوستش داره... از ترس این كه...

نوشته شده در تاریخ شنبه 23 آذر 1387    | توسط: مهران    | طبقه بندی: زندگینامه و بیوگرافی استاد،     |
نظرات() 

یکی از بیوگرافی های کامل استاد سیاوش قمیشی

متن زیر كامل ترین زندگی نامه (بیوگرافی) از سیاوش قمیشی میباشد كه با این

 متن میتوانید شناخت خود را از سیاوش قمیشی بهتر و كاملتر نمائید 


سیاوش قمیشی متولد 21 خرداد 1324 برابر با 11 june سال 1945 به شماره شناسنامه 173(صادره از اهواز) در روستایی به نام قمیش از توابع شهرستان دزفول متولد شد.
پدرش مصطفی قمیشی که (گویا) در زمان خودش تاجر بوده و هم اکنون در شهر ری و در آستان مقدس شاه عبدالعظیم دفن شده است.
سیاوش قمیشی دو برادر به نام های سیروس و سیامک و یک خواهر به نام سیمین دارد و در بین فرزندان خانواده قمیشی کوچک ترین فرزند به شمار می آید .
خانواده او در سن 10 ماهگی سیاوش ، از شهر دزفول راهی شهر تهران برای ادامه زندگی و امرار معاش شدند.مادر سیاوش نوازنده پیانو بود و مربی او یک زن روسی به نام الگا بود که به آموزش پیانو به او می پرداخت.
سیاوش در همان دوران کودکی(6 سالگی) از صدای هایی که توسط پیانو خارج می شد خوشش می آمد و در حالی که پایش به پدالهای پیانو نمی رسید پشت پیانو می نشست و از گوش دادن صدای پیانو لذت می برد و ادامه می داد تا اینکه همان خانم الگا یک مربی جدایی را که او نیز روسی بود برای سیاوش معرفی می کند و به مدت 4 سال به سیاوش نواختن پیانو را آموزش می دهد. سیاوش در سن 10 سالگی یک گیتار برای خود می خرد و بدون داشتن معلم ، گیتار را فرا می گیرد.در همان دوران به نواختن تار نیز مشغول می شود.سیاوش قمیشی عملآ سن 12 سالگی را شروع کار هنری خود می داند زیرا توانست در سن 12 سالگی یک بند موسیقی در تهران تشکیل دهد و یک سال بعد در یک پیشرفت قابل توجه یک گروه ارکستر تشکیل داده که خودش به گروه ، فرم می داده و در متل قو آهنگهای خوانندگان معروف آن زمان مانند beatles یا roning stomes می نواختند و می خواندند. او  در سن 14 سالگی آهنگ ای قایق ران به کجا می روی را برای ضیاء ساخت.این اولین آهنگ رسمی سیاوش در هنر آهنگسازی او بود و راهی برای طغایانی در سرزمین موسیقی شد.پدر سیاوش با کار او بسیار مخالفت می کرد .برادر  خواهر سیاوش در انگلستان به تحصیل می پرداختند.برادر سیاوش در تابستان همان سال به تهران سفر می کند و وقتی متوجه مخالفت پدرش با کار سیاوش می شود به سیاوش به دلیل علاقه ی زیاد او به گیتار و  beatls پیشنهاد مسافرت به انگلیس را میدهد و سیاوش نیز پیشنهاد برادرش را می پذیرد . سیاوش در حالی که هنوز 14 سالش تمام نشده بود و به پایان دروسش در سال دو دبیرستان نرسیده بود به همراه برادرش به انگلستان سفر می کند .
از دوستان صمیمی سیاوش در آن زمان می توان به کورش یغمایی که در مدرسه هدف مشغول تحصیل بود اشاره کرد آنها همچنین به نواختن موسیقی در آن زمان با هم مشغول بودند.
سیاوش انگلستان را مهد موسیقی راک اند رول آن زمان می دانست و از اینکه در آنجا رسانه ها ساعتها به نمایش برنامه های موزیکال می پرداختند و مردم همه ء فکر و ذهنشان موسیقی بودخیلی لذت می برد. بعد از یک سال زندگی با برادر و خواهرش به دلیل عدم تفاهم فکری از آنها جدا شد و در سن 15 سالگی تنها برای ادامه کار خودش قدم به دنیای بزرگ موسیقی گذاشت.سیاوش در سال 61 – 62 (میلادی) توجه بیشتری به گروه بیتلز  پیدا کرد و همیشه از آثار شگفت انگیز beatles یا animals یا تمام گروه های rock و Alternative rock در زندگی اش عنوان می کرد. او همچنین در high school لندن به تحصیلش ادامه و توانست مدرک  دیپلم خود را در آنجا  دریافت کند .  بعد از آن به royal academy of arts رفت و در رشته classical jaaz به تحصیلش ادامه داد.سیاوش  composition خواند و مدرک arrangment از royal academy of arts دریافت نمود.در آنجا ساز اصلی هنرجویان (سیاوش ) پیانو بود و سیاوش ساز دلخواهش را گیتار انتخاب نمود.
سیاوش بیشتر وقتش را در کلوپ و به موزیک گوش دادن صرف می کرد و توانسته بود با اعضای گروه Winger ارتباط برقرار کند. گیتار زن گروه winger مدتی مریض شد و اعضای این گروه دنبال شخصی برای جانشینی او می گشتند و چون از گیتارزنی سیاوش اطلاع داشتند  به او پیشنهاد کار برای چند کنسرت خود را دادند پس از حضور سیاوش در چند کار و چند کنسرت ،سیاوش مورد پسند  گروه  Winger  قرار گرفت  و سیاوش حدود سه سال با گروه winger کار کرد تا سرانجام نام آن گروه به Insects تغییر یافت و سیاوش برای چهار سال متوالی دیگر نیز با آن گروه مشغول به کار شد. سیاوش از سال 59 تا 71 میلادی در لندن زندگی کرد و در سن بیست و پنج سالگی ، یعنی در سال 1971 تصمیم گرفت به ایران برای ادامه زندگی بازگردد و به ایران آمد ولی تصورش این بود که نمی تواند در ایران زندگی کند برای همین دوباره به لندن بازگشت. ما بین سال 71 تا 74  میلادی سیاوش اولین آلبوم رسمی خود را با نام فرنگیس در سال     1973 میلادی روانه بازار کرد این آلبوم که در آن موقع سیاوش با هدف سرگرمی و بدون پشتیبانی هیچ شرکتی به بازار عرضه کرد ، با  استفاده از کپی میان مردم توزیع  شد.  ولی بعدها این آلبوم توسط کمپانی ترانه به بازار موسیقی عرضه شد. سال 1974 که سیاوش در لندن زندگی می کرد تصمیم گرفت بازهم به ایران بازگردد و به زندگی خود را در ایران ادامه دهد و برای همین دوباره به ایران بازگشت و تا سال 1978 در ایران ماند.
سیاوش در ایران گروه stars را تشکیل داد و ترانه های خارجی را باز خوانی می کرد.در این زمان سیاوش برای خوانندگان داخل کشور آهنگ می ساخت که می توان به بتی اشاره کرد که یکی از خوانندگان محبوب آن زمان بوده که گویا بعد از انقلاب دیگر به خوانندگی نپرداخت.سیاوش در سال1977 به همراه معینی ، جمیلی و فرجاد گروه rebels را تشکیل داد.او در گروه های ریبلس و استارس به دنبال موسیقی راک اندر ول می گشت که بسیار هم موفق بود. در سال 1978 م  انقلاب به وقوع پیوست و سیاوش شرایط را مطابق میل خودش ندید و برای همین راه تازه ای را برای زندگی اش انتخاب کرد و راهی شهر لس آنجلس شد. ر سال 92 دومین آلبوم سیاوش قمیشی با همکاری مسعودفردمنش به بازار آمد.فکر این آلبوم با آقای فردمنش بود که ابتدا پیشنهاد این کار، را به صادق نوزوکی می دهد که او قبول نمی کند و بعد به سراغ سیاوش قمیشی می رود که سیاوش طرز فکر او را می پذیرد و مشغول به ساخت آلبوم حکایت می شوند. رای انتشار این آلبوم هیچ شرکتی قبول به انتشار آن نکرد ولی در آخر کمپانی کلتکس آلبوم حکایت را با یک نواری به نام شاهپور دوتایی در یک پکیج روانه بازار کردند و علی رغم اینکه خیلی ها پیش بینی خوبی برای این لبوم نداشتند این آلبوم با استقبال زیادی روبه رو شد و در زمان خودش رکورد دار شد. از نکته های جالب این آلبوم جادویی ، می توان به آهنگسازی فل بداعه بعضی از ترانه ها توسط سیاوش قمیشی اشاره کرد. ملآ این آلبوم شروع و سر آغاز روی آوردن سیاوش به خوانندگی بود.بعد از آلبوم حکایت به ترتیب 13 آلبوم دیگراز سیاوش منتشر شد که به این شرح است :  فرنگیس ، حکایت ، خواب و بارون ، هوای خانه ، تاک ، گل و تگرگ ، شهر خورشید ، قصه امیر، قاب شیشه ای ، حادثه ، شکوفه های کویری ، نقاب ، بی سرزمین تر از باد ، روزهای بی خاطره و آلبوم غروب تا طلوع است.در بین آلبوم های سیاوش دو آلبوم تفاوتی با دیگر آلبوم های سیاوش دارد.آلبوم شهر خورشید که یک آلبوم بی کلام و تنها آلبوم بی کلام سیاوش است و هم چنین آلبوم غروب تا طلوع که یک آلبوم ریمیکس از ترانه های گذشته سیاوش است که این آلبوم رکورد فروش شرکت کلتکس را شکست.سیاوش قمیشی همیشه بر این تاکید داشته که بیشتر دوست دارد او را یک آهنگساز بدانند تا یک خواننده زیرا آدمی هست که 47 الی 48 سال است آهنگ می سازد و همیشه سعی اش بر این بوده که کلاس کار و استاندارد کار  را در حد جهانی بالا نگه داره و به تازگی اعلام کرده است که تا 5 سال دیگر بیشتر به خوانندگی ادامه نمی دهد و امرار و معاش را با درآمد آهنگسازی می گذراند. سیاوش برای هنرمندان زیادی آهنگسازی کرده که در بین می توان به : ضیاء ، بتی ، شهرام صولتی ، شهرام شپره ، شهره شپره ، عارف ، ابی ، داریوش ، لیلافروهر ، احمد رضا نبی زاده ، منصور ، ستار ، سوزان روشن ، مارتیک ، ناهید ، شیلا ، اقشین مقدم ، داوود بهبودی ، عماد رام ، مهرداد آسمانی و .... اشاره کرد. سیاوش قمیشی 5 بار ازدواج کرده است.اولین زن او وصال نام دارد و آخرین و پنجمین زن سیاوش که اختلاف سنی آنها حدود سی و پنج سال است نازنین مرعشی نام دارد.سیاوش بعد از حدود 28 سال زندگی در شهر لس آنجلس به خاطر آرامش بیشتر و راحتی به یک روستایی کوچک در شهر آخن در آلمان ساکن شد ولی به تازگی (گویا ) سیاوش دوباره به شهر لس آنجلس برای زندگی برگشته است.حدود 2 الی سه سال پیش زمزه ای بر این بود که سیاوش قمیشی می خواهد به ایران بیاید ولی سیاوش در مصاحیه ای این شایعه را رد کرد و گفت : من موقعی به ایران می آیم که بتوانم مثل اینجا راحت به کار موسیقی ام به پردازم.



نوشته شده در تاریخ شنبه 23 آذر 1387    | توسط: مهران    | طبقه بندی: زندگینامه و بیوگرافی استاد،     |
نظرات() 

بیوگرافی و زندگی نامه استاد سیاوش قمیشی

متن زیر زندگی نامه رسمی استاد می باشد که در وب سایت رسمی

استاد هم موجود

می باشد:

                               

       سیاوش قمیشی (متولد 1324-1945 در اهواز و بزرگ شده در تهران )

 آهنگساز, شاعر, تنظیم کننده و خواننده ای ست که در بین

عموم به عنوان خواننده و برای خواص به عنوان آهنگساز

و خواننده اعتباری ویژه و متفاوت دارد. نخستین وجه و

شاید مهم ترین وجه تفاوت آثار سیاوش قمیشی در ملودی

 هایش نهفته است. ملودی هایی بسیار متأثر از موسیقی

کلاسیک (اصیل) ایران و در عین حال مبتنی بر آکورد های

غیر معمول و کاملأ غیر ایرانی که  ترکیبی عجیب و درخشان

را از موسیقی ایرانی و غربی در قالب ترانه های پاپ (Popular)

به وجود آورده است و همچون مهری برجسته, برداشت ناب

 سیاوش قمیشی را از هنر ایرانی با اشرافی جامع بر انواع

موسیقی غیر ایرانی به نمایش می گذارد. در بیشتر آهنگهای

 ساخته سیاوش رگه هایی روشن و قوی از موسیقی ایرانی

را می توان یافت که گرچه روایت جز به جز موسیقی ردیفی

ایران نیستند اما به خوبی حس ایرانی بودن را حتی در ذهن

 شنونده ی غیر حرفه ای متبادر می کنند و این هنر اوست

 که با گریز آگاهانه از تکرار سنتی و نخ نما, ملودی های ظریف

 ایرانی را همچون تارهای طلا بر پیکره ی ترانه اش می بافد.

با کمی دقت در آلبوم های سیاوش میتوان بسیاری از

برداشت های آزاد وی را از موسیقی کلاسیک ایران به

 وضوح مشاهده کرد. در واقع سیاوش قمیشی و هم

 نسلان موفقش آموزش موسیقی را از کودکی به طور

خودآگاه یا ناخودآگاه با موسیقی ناب ایرانی شروع کردند.

 شنیدن روزمره ی اجراهای بسیار موثق و اصیل از بزرگان

موسیقی ایران در سالهای 1320و1330 از رادیو تهران

تجربه ای تکرار نشدنی برای هم نسلان سیاوش به عنوان

 کودکان آن روزگار و بزرگان آینده موسیقی نوین ایران بود

 که به مرور پس از آشنایی با حوزه های دیگر, موسیقی

عملی را از طریق مراجع و منابع کاملأ جدا آموزش دیده

 وتجربه می کردند.   سیاوش قمیشی خود سالهای 1970

را در انگلستان (مهد موسیقی راک) گذرانده و آموزش

موسیقی دیده است. موسیقی گروههای بزرگ غربی

و شرایط زمانی مکانی فعالیت آنها را از نزدیک درک و

 لمس کرده و آثارشان را عملا مشق و اجرا نموده است.

 این آمیختگی عملی با موسیقی روز دنیا در کنار ذهنیت و ناخودآگاه

انباشته از ملودی های موسیقی ایران, زمانی که منشا

خلق هنری قرار گرفتند ترکیبی نو و بدیع از ملودی و

هارمونی را پدید آوردند که پیشتر همانندی نداشت. از این

 روست که موسیقی سیاوش قمیشی را یکی از بهترین

نمونه های هنر هم نسلانش می دانیم. او با برداشت

ویژه اش از انواع موسیقی و با توجه کامل به موزیک

روز دنیا به ویژه در حیطه ی پروگرسیو تنظیم, صداسازی و میکس به مرز

نوآوری و خلاقیتی کامل رسیده و در بیان خود قوام

ودوام یافته است. همکاری با تنظیم کنندگانی آگاه و

خوش ذوق (که بعضا با وجودی که ایرانی نیستند, توانسته

اند با موسیقی ایرانی ارتباط برقرار کنند) و نکته سنجی

شخص سیاوش در استفاده ی آگاهانه و هوشمند از

صداسازی های الکترونیک و ساوند افکت های عجیب

و بجا در تنظیم قطعاتش, به موسیقی او تنوعی خاص و

رنگارنگی منحصر به فردی بخشیده است که موزیکالیته ی

 ترانه های او را به گونه ای بهتر و جذاب تر نمایان میکند.

 از لحاظ شعری, ترانه هایی که سیاوش برای کار انتخاب

میکند چند ویژگی اساسی دارند که مهم ترین آنها سادگی

 و روانی کلام و دوری از پیچیدگی های معماگونه ی

شعری است.  سیاوش از دیرباز علاقه ای به استفاده

 از کلام روشنفکر مأبانه و غیر مردمی نداشته است و با انتخابی

 آگاه, به دام ابتذال ناشی از ساده پسندی و بی هویتی

 هم نیفتاده است. فضای ترانه های او فضایی روشن و

 امیدبخش است, به دور از سایه های خاکستری و سیاه

 رایج در ترانه ی نوین ایران.اعتراض موجود در ترانه های

 انتخابی او هم نوع با موسیقی ای, اعتراضی سیاه و

خمود نیستو از تلخی و شیرینی توأم برخوردار است.

 جالب این که متقابلأ در کارنامه ی هنری سیاوش به

هیچ رو با ترانه های بی معنی و سبک سرانه هم

مواجه نمی شویم. شادترین ترانه های او, نه در کلام

و نه در موسیقی به مرز انحطاط و ابتذال نزدیک

 نمی شوند و شعر و موسیقی ترانه های شاد او هم ا ز حدود تشخص,

حجب و آبرومندی مأخوذ به حیا بیرون نمی روند.

 مضامین ترانه های سیاوش عموما مضامین و موضوعات

عاطفی در حوزه زندگی فردی و اجتماعی اند و"عشق,

 زندگی و حرکت" در این میان نقش محوری و کلیدی دارند

 و داستان هر ترانه هم غالبأ با پایانی روشن و امید بخش

همراه است. سیاوش در شناخت و کشف ملودی پنهان

در شعر استعدادی خداداد دارد و با قوه ی درک ریتم بسیار

 خوب, ضرب آهنگ مناسب شعر و ملودی را برای کارش

می یابد. به همین دلیل, در آلبوم هایش همه نوع ترانه

 با ریتم های گوناگون شنیده می شود, تنوعی که

 شنونده را دچار ملال ناشی از یکنواختی آلبوم نمی کند.

 او در اجرای ترانه هایش صاحب سبکی مشخص است.

 آشنایی عمیق با ملودی و تنظیم ترانه ای که آهنگ

آنرا بر مبنای توان حنجره و نقاط ضعف و قوت صدای

خود ساخته و ویژی های خاص صدایش اعم از تونالیته

 و موزیکالیته ی صدا, نتیجه ی خوانندگی اش را بسیار

درخشان و پر ثمر کرده است. صدای زخمی و خش دار

, آمیخته با تحریرها و غلت ظریف آواز ایرانی جملات

آهنگین را با صمیمیت و احساسی ژرف و بی غش

می خواند که گویی شعر و آهنگ تنیده بر هم, از جان

 خواننده بر می آیند و بر دل شنونده می نشینند.

به جرأت میتوان گفت هیچ آهنگسازی در موسیقی

ترانه ی نوین ایران, در طی سی سال گذشته همانند

 سیاوش قمیشی حرکتی رو به جلو و کمال طلب

با حفظ و افزایش روز افزون تعداد مخاطبان نداشته

 است. ترانه های سیاوش قمیشی (ترانه به معنای

 جمع آهنگ و شعر و صدا) مخاطب عام دارد و این

عمومیت به ویژه در بین جوانان دیده می شود.

شاید او تنها آهنگساز/خواننده ای ست که هر

چه بیشتر کار میکند مخاطبان و علاقه مندان جوان

 تری پیدا می کند و به زبان موسیقی به جوانان,

زندگی, عشق و نشاط می بخشد, همچون دوستی

 همسن در خلوتشان میخواند و مانند پدری مهربان

 سنگ صبور درد های جوانی شان می شود. همه ما

 ? نسل بعد از انقلاب  در داخل و خارج کشور با صدای

 سیاوش قمیشی زندگی کرده ایم , عاشق شده ایم,

 گریسته ایم, خندیده ایم و نفس کشیده ایم. با او

بوده ایم و او با ما بوده است. موسیقی و صدای

سیاوش همچون زندگی اش ساده, روان و بی

پیرایه است و به سادگی در ضمیر پاک جوانان

می نشیند و شاید از این روست که جوانان بسیار

دوستش می دارند چرا که جوانی مظهر سادگی

و یکرنگی ست. سیاوش قمیشی مانند سرزمین زادگاهش

 انسانی آفتابی است

                                        آفتاب وجودش بی غروب باد.

نوشته شده در تاریخ شنبه 23 آذر 1387    | توسط: مهران    | طبقه بندی: زندگینامه و بیوگرافی استاد،     |
نظرات()